راهب ارمني نوشته شد. ارمنستان صغير سخت تحت تأثير فرانسه قرار داشت و هايتون به‌ صورت زاير به‌آن كشور رفته بود (جريان زيارت سرزمين مقدس معكوس شده بود!). پس از بازگشت‌، در قبرس به سلك پرمونستريان درآمد. درآن زمان قبرس هم زير فرمان شاهان فرانسوي‌ و زير نفوذ فرهنگ فرانسه بود. از اين رو، عجيب نيست كه هايتون كتاب گل‌هاي تاريخ در باب‌ سرزمين‌هاي شرق را به‌زبان فرانسه نوشت (1307)، كه بخش اول آن مقدمه‌اي راجع به جغرافيا و نژادشناسي است‌. گل‌هاي تاريخ از معروف‌ترين آثار در نوع خودش بود. به‌زودي اين كتاب به‌ لاتيني ترجمه شد و در طي زمان ترجمه‌هاي ديگري از آن به زبان‌هاي آلماني‌، هلندي‌، انگليسي‌، ايتاليايي‌، اسپانيايي و ارمني صورت گرفت‌.
ژوردان كاتالا راهب دومينيكي براي تبليغ به ايران و هند فرستاده شد و او پس از بازگشتش‌ در حدود 1328 وصف عجايب را نوشت كه سرشار از مشاهدات با ارزش يا عجيب‌، به‌ويژه‌ درمورد هند است‌.
سومين سياح فرانسوي به‌نام نيكولا بونه عضو هيئتي بود كه بنديكت دوازدهم در سال‌1338به چين فرستاد و قبلاً در بحث از جوواني مارينيولي از او ذكري كرديم‌. آثار او منحصر به‌ فلسفه و الاهيات است‌.
دو فرانسوي ديگر، كه هردو دومينيكي بودند، به‌نام‌هاي گيوم آدام و ديگري با نام مستعار بروكار در خاور نزديك و ميانه سفرهاي زيادي كردند و كتاب‌هاي تبليغي براي جنگ صليبي تازه‌ نوشتند. اين دو موٴلف در بسياري زمينه‌ها داراي افكار مشترك بودند، به ويژه آن‌قدر كه از مسلمانان متنفر بودند از يونانيان (كليساي يوناني‌) نفرت نداشتند ــ و از اتحاد مسيحيت حرف‌ مي‌زدند! مورخ جغرافيا ممكن است مطالب زيادي براي خوشه‌چيني در آثار آنان بيابد.
من موفق نشدم آثاري راجع به خاطرات زايران‌، راه‌نامه‌هايي كه به‌وسيله‌ٴ آنان نوشته شده‌، يا راه‌نامه‌هايي كه براي آنان نوشته شده باشد، بيابم‌؛ شايد به‌جز راه‌نماي مجهولي در كتاب‌خانه‌ٴ شهر اِورو (نسخه‌ٴ لاتيني شماره 36) تصحيح هانري لومون‌.1 موٴلف آن ناشناس است‌، ولي‌ ممكن است فرانسوي بوده باشد؛ بدان‌سبب كه كتاب راه‌نمايش در يك كتاب‌خانه‌ٴ كوچك‌ نورماندي نگه‌داري شده است‌. منابع آن بايستي همان‌ها باشد كه درتأليف توصيف ارض مقدس2 مورد استفاده‌ٴ فيليپ بروساري ساووني‌، راهب فرانسيسي‌، قرار گرفته‌، چون ميان آن‌دو تعدادي‌


1.(H. Omont:Un guide du pelerin in Terre sainte au XIV^e siecle(Melanges offerts a Gustave Schlumberger p. 436-50, Paris 1924 
2. چاپ . (P. W. A. Neumann (Oesterreichische Vierteljahrschrift fur katholische Theologie 11, 1-78, 165-74, 1872  كه روريشت (ص 60 ـ 1890) تاريخ آن‌را 1285 ـ 1291 ثبت كرده است‌؛ شواليه (ص 718، 1905) تاريخ 1340 را داده است‌.